وبلاگ طنز کاکتوس

 

آنکه نهال های تقوا کاشت، میوه های هدایت چید . [امام علی علیه السلام]

 
 

مدیریت| ایمیل من

| خانه

پایین

?کاکتوس

چهارشنبه 85/11/11  ساعت 2:12 عصر

فرهنگ لغت پاره- پوره

فرهنگ لغت پاره- پوره

 

(Pare and Pure Dictionary)
راننده اتوبوس: کسی که بلیت پاره می کند.
مسافر اتوبوس: کسی که صندلی پاره می کند.
همسایه: کسی که توپ افتاده داخل حیاط منزلش را پاره می کند.
c-130: یک نوع هواپیما در نوع خود بی نظیر که بر فراز آسمان شناسنامه مسافران و خلبان را پاره می کند.
جراح: نوعی دکتر که با گرفتن پول از مریض یا همراه مریض، شکم او را پاره می کند.
شهردار: شخص محترمی که روبان افتتاح پروژه را بعد از n سال پاره می کند.
شاگرد تنبل: دانش آموزی که نامه های مدرسه به اولیایش را پاره می کند.
کشیده: یک عمل اکشن شایان توجه که چرت آدمها را پاره می کند.
ضبط جدید ماشین همسایه: وسیله شیکی که پرده گوش ا طرافیان را پاره می کند.
ضد حال: شخص شخیصی که سیم ماهواره را پاره می کند.
سردبیر: مقام محترمی که نوشته های هیأت تحریریه را پاره می کند.
مراقب امتحان: کسی که اوراق امتحانی متقلبان را به شدت پاره می کند.
سن: مدت زمانی که پیراهن آدم را پاره می کند.
پهلوان سیار: کسی که برای پاره کردن گره کور زندگی، زنجیر پاره می کند.
خواننده روزنامه: کسی که با حرص زیاد صفحه سوسه را پاره می کند.


نظر شما( )
?کاکتوس

یکشنبه 85/11/1  ساعت 8:15 عصر

بعضیها...5

بخش پنجم؛ رفاه.
□ بعضی‌ها نمی‌دانند رفاه چند بخش است.
□ بعضی‌ها الفبای زندگی‌شان ر - ف – ا - ه است!.
----------
□ بعضی‌ها برای رفاه، سگ-دو می‌زنند.
□ بعضی‌ها سگ‌شان در رفاه است!.
----------
□ بعضی‌ها‌ از رفاه، "آه"اش را دارند.
□ بعضی‌ها‌ رفاهِ کامل دارند!.
----------
□ بعضی‌ها‌ معتقدند رفاه یعنی "بخوری تا نمیری".
□ بعضی‌‌ها معتقدند رفاه یعنی "آنقدر بخوری تا بمیری"!.

نظر شما( )
?کاکتوس

یکشنبه 85/11/1  ساعت 8:14 عصر

بعضیها...4

بخش چهارم؛ کلاه*.
□ بعضی‌ها سرشان بی‌کلاه است.
□ بعضی‌ها کلاه به سرشان گشاد است!.
----------
□ بعضی‌ها کلاه‌شان را باد می‌برد.
□ بعضی‌ها کلاه‌شان، باد را از رو می‌برد!.
----------
□ بعضی‌ها‌ برای احترامِ دیگران، کلاه خود را برمی‌دارند.
□ بعضی‌ها‌ برای ارتزاقِ خود، کلاه دیگران را برمی‌دارند!.
----------
□ بعضی‌ها‌ برای مراقبتِ سرشان، کلاه می‌گذارند.
□ بعضی‌‌ها برای مراقبتِ جیب‌شان، کلاه می‌گذارند!.
----------
□ بعضی‌ها کلاه‌شان پسِ معرکه است.
□ بعضی‌ها در پس معرکه، کلاه برمی‌دارند!.
----------
□ بعضی‌ها کلاهبردارند.
□ بعضی‌ از آن‌ها بر دارند!.

نظر شما( )
?کاکتوس

یکشنبه 85/11/1  ساعت 8:13 عصر

بعضیها...3

بخش سوم؛ پول.
□ بعضی‌ها پارو می‌کنند تا پول بگیرند.
□ بعضی‌ها پول‌شان از پارو بالا می‌رود!.
----------
□ بعضی‌ها پول‌شان تا نیمه‌ی برج هم قد نمی‌دهد.
□ بعضی‌ها پول‌شان قدِ برج‌ها را بلند می‌کند!.
----------
□ بعضی‌ها‌ پول‌شان نرسیده، می‌رود.
□ بعضی‌ها‌ پول‌شان نرفته، برمی‌گردد!.
----------
□ بعضی‌ها‌ پول‌شان مثل چرک کفِ دست است.
□ بعضی‌‌ها پول‌شان مثل چرک کفِ دست؛ کثیف است!.
----------
□ بعضی‌ها از بی‌پولی، بالای دارند.
□ بعضی‌ها پولدارند!.
----------
□ بعضی‌ها پول می‌گیرند تا نان‌آورِ بقیه باشند.
□ بعضی‌ها پول می‌گیرند تا نانِ بقیه را ببرّند!.

نظر شما( )
?کاکتوس

یکشنبه 85/11/1  ساعت 8:12 عصر

بعضیها...2

بخش دوم؛ خانه.
□ بعضی‌ها آخر سال خانه‌تکانی می‌کنند.
□ بعضی‌ها در خانه، از جای خود تکان هم نمی‌خورند!.
----------
□ بعضی‌ها در خانه استراحت می‌کنند.
□ بعضی‌ها از خانه نان می‌خورند!.
----------
□ بعضی‌ خانه‌ها با کوچک‌ترین تکانی فرو می‌ریزند.
□ بعضی‌ خانه‌ها با زلزله‌ی 10 ریشتری هم تکان نمی‌خورند!.
----------
□ بعضی‌ خانه‌ها نورگیرشان خوب است.
□ بعضی‌ خانه‌ها تاریک‌اند!.
----------
□ بعضی‌ها بعد از مدتی از خانه‌شان خسته می‌شوند.
□ بعضی‌ها خانه ازشان خسته می‌شود!.
----------
□ بعضی‌ها با ایجاد تحول از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر می‌روند.
□ بعضی‌ها با ایجاد تحول، به خانه بر می‌گردند!.

نظر شما( )
?کاکتوس

یکشنبه 85/11/1  ساعت 8:10 عصر

بعضی ها چه کار می کنند

بخش نخست؛ کار.
□ بعضی‌ها کارِ خودشان را می‌کنند و کاری به دیگران ندارند.
□ بعضی‌ها کارشان این است که به کارِ دیگران کار داشته باشند!.
----------
□ بعضی‌ها تمام همّ و غم‌شان این است که برای دیگران کار کنند.
□ بعضی‌ها تمام همّ و غم‌شان این است که دیگران کار نکنند!.
----------
□ بعضی‌ها وقتی کار می‌کنند لذت می‌برند.
□ بعضی‌ها از بیکاری دیگران لذت می‌برند!.
----------
□ بعضی‌ها کار کردن‌شان عین صواب است.
□ بعضی‌ها کارنکردن‌شان عین صواب است!.
----------
□ بعضی‌ها کار نکنند، بیمارند.
□ بعضی‌ها برای این‌که بیمارند، کار می‌کنند!.
----------
□ بعضی‌ها کار می‌کنند، پس هستند.
□ بعضی‌ها هستند که کار نکنند!.

نظر شما( )
?کاکتوس

پنج شنبه 85/10/28  ساعت 8:30 عصر

دوبیتی های طنز

نمی دانم چه چیزم چون الاغ است // کــه هــرکـس مـی کـنـد باری به بارم
زبــس مــانــدم بــه زیـر بار محنت // بــه شـکّــم مــن که انسان یا حمارم
****
دل خــود را چه آسان می فروشی // مگر مستی که این سان می فروشی
یـقـیـن دارم کــه گردی ورشکسته // چــرا کــه خـیـلی ارزان مــی فروشی
****
بگــو بــامــن چــرا کـه دیـرکـردی ؟ // مــرا ازدیـــدن خـــــود ســـیــر کــردی
مگــر بــا خــط واحـــد آمـــدی یـار // کـــه شــش ســاعــت بَبَم تاخیر کردی

نظر شما( )
?کاکتوس

پنج شنبه 85/10/28  ساعت 8:29 عصر

گفتم غم تو دارم

گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآید!
گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوایی کزبادصبح خیزد**گفتا هوای گرمیست? اَه اَه? عرق درآمد!
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد**گفتا برو به سویی ? تا گلّ نی درآید!
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد**گفتا که ای وای دیرشد? داد مامان درآمد

نظر شما( )
?کاکتوس

پنج شنبه 85/10/28  ساعت 8:28 عصر

دوبیتی

« چه خوش باشد که بعد انتظاری» // بیــابــد اشــغری صبر و قراری 
  کــنــار مـنـقـل و هـمـشیره ی خود// زنــد بـسـتـی در آیـد از خماری
                                  ***********
« بسازم خــنجــری نیشش زفولاد »// ویک چاقو پَس و پیشش زفولاد
یکی در دست چپ گیرم یکست//روم تــوی مــحــلّـه هـی کـنم باد

نظر شما( )
?کاکتوس

پنج شنبه 85/10/28  ساعت 8:27 عصر

ترافیک

 

همسرپا به ماه من دیروز //سرنگون شدزپله ها با پوز

دادو فریاد و بعد هم غش کرد// قبل ِغش او صدای مَردَش کرد

من بدبخت دست پاچه شدم// کمی تا قسمتی کلافه شدم

الغرض بردمش توی ماشین// گرچه او بود یک کمی سنگین

گاز دادم به سوی درمانگاه// گاه از راه و گاه از بی راه

گرچه خیلی سریع می راندم// به ترافیک خوردم و ماندم

بخت بد بین که گر روم دریا// می شود خشک و آب نا پیدا

همسرم جیغ و داد می فرمود// لیک دادش نداشت هرگز سود

چند ساعت از این مقوله گذشت// راه بندان ولی تمام  نگشت

جیغ تندی کشید و او زایید // فارغ ازحمل بار خود گردید

شدترافیک نام نوزادم// خودم این نام را به او  دادم

اینک این قصه را که می گویم// چند سالی است راه می پویم

بچه ام رشد کرد وگاگله کرد// گرچه ازنام خود کمی گله کرد

وترافیک همچنان باقی است// جهت مَهد سن او کافی است

هیچ معلوم نیست این معضل // تا به کی می شودبکلی حلّ

در هراسم که اوشود سرباز// بازهم راه ما نگردد باز

ولی این رابدان بلاتردید// نام او شد ترافیک« جاوید»

هست منظور من همین پسرم// که در آمد زدست او پدرم
نظر شما( )
<   <<   16   17   18   19   20   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

روزه گرفتن بعضی ها ...!
لباس فرم
هدفمند کردن یارانه ها
طنز نوروزی
مونتاژیات ادبی !
آنفولانزا
دوبیتی طنز
انواع پیغامگیر… گوش کنید!!
مجموعه شعر طنز...8
مجموعه شعر طنز...7
[عناوین آرشیوشده]

بالا

  [ خانه| مدیریت| ایمیل من| پارسی بلاگ| شناسنامه ]

بازدید

221992

بازدید امروز

16

بازدید دیروز

8


 RSS 


 درباره خودم


 لوگوی وبلاگ

وبلاگ طنز کاکتوس

 اوقات شرعی

 فهرست موضوعی یادداشت ها

 آرشیو

بهار1388
زمستان1387
پاییز 1387
بهار1387
پاییز1386
تابستان1386
بهار 1386
زمستان 1385
پاییز 1385
تابستان 1388
پاییز 1388

 لینک دوستان

با هم بخندیم ولی به هم نخندیم!!!
طنز نوشته های من
از قلم اندیشه تراوش می کند
یادداشت های من
کوراب
بازتاب نفس صبحدمان
حسین پناهی
دست نوشته های پراکنده من
شبکه علمی کشور

اشتراک