خوش به حال آقای جاسبی، چه چیزهای خوبی به ایشان می چسبد، بچه که بودیم بزرگترها هی پس گردنی به ما می زدند و می گفتند به کله کچلت پس گردنی می چسبد، بعد که بزرگتر شدیم هی روی صندلی هایمان آدامس می گذاشتند و آدامس به شلوارمان می چسبید، بین خودمان باشد این روزها هم یه بنده خدایی به ما چسبیده و از ما تقاضا دارد با او امر خیر انجام دهیم!
رئیس دانشگاه آزاد همزمان با فرا رسیدن ربع قرن فعالیت گفت:
آینده ای روشن و بسیار درخشان برای دانشگاه آزاد ترسیم می کنم.
سئوال اساسی: مقصود از «آینده روشن» در جمله فوق چیست؟
الف- روزی که دانشگاه آزاد در کره ماه شعبه بزند.
ب- روزی که در خارج منظومه شمسی هم دانشگاه آزاد شعبه بزند.
ج- روزی قانونی تصویب شود و به واسطه آن تمام کودکان بعد از کودکستان به طور مستقیم وارد دانشگاه آزاد شوند و دارای تحصیلات دانشگاهی بشوند.
د- روزی که صندلی های دانشجویان هم به آنها بچسبد و تا آخر عمر دانشجو بمانند و هی شهریه بدهند!!
یک توضیح: باز هم جای شکرش باقی است پس از بیست و پنج بالاخره تصمیم به کشیدن آینده ای روشن شد، آگاهان پیش بینی کردند فرایند کشیدن این آینده ای روشن بیش از پنجاه سال به طول بینجامد، اما گفتنی است هر چی این آگاهان تلاش کردند نتوانستند پیش بینی کنند این آینده روشن ترسیم شده در هزاره چندم محقق می شود.
جاسبی:
اگر دانشگاه آزاد نبود این همه نیروی جوان دچار سرخوردگی و بیماری های روحی روانی می شدند.
و البته حالا که دانشگاه آزاد وجود دارد، این جوانان پس از پنج شش سال و وقتی که فارغ التحصیل شدند و خرج و مخارج دانشگاه آنها را پیر کرد و دیدند کار مرتبط با رشته آموخته شده موجود نیست افسردگی می گیرند، در نتیجه نیروهای پیر به جای نیروهای جوان بیماری روانی می گیرند.
در همین رابطه یک شاعر که دوران جوانی اش را در قله های سر به فلک کشیده علمی مملکت (دانشگاه آزاد!!)گذرانده است گفت:«پیر شدم، پیر تو ای جوونی!!»
رئیس دانشگاه آزاد:
ما از دولت انتظار بودجه ای برای دانشگاه آزاد نداریم.
نظر شما در مورد جمله فوق چیست؟!
الف- جون ما بیا و انتظار هم داشته باش!
ب- شما که خودت بودجه ای!
ج- دارندگی و برازندگی!
د- اما دولت انتظار بودجه از شما داره!!